دینادینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره

شازده خانوم کوچولو...

دینا گم می شود

جا مانده از 14-15 ماهگی سلام عسلکم وقتیکه سرما خورده بودی و بینیت کیپ شده بود مجبور بودیم برات قطره بینی بریزیم ...و شما هم اصلااااااااا دوست نداشتی یه روز که تعویضت کردم و قطره زدم برات قطره رو برداشتی و قایمش کردی و بعدش دویدی تو اتاقت بار بعدی که خواستم برات قطره بریزم...هر چی گشتم قطره رو پیدا نکردم... فکر کردم شاید تو اتاقت گذاشته باشی... رفتم تو اتاقت و همینطور هم می پسیدم دینا قطره رو کجا گذاشتیییییییییییی اما هر چی گشتم قطره رو پیدا نکردم که نکردممممممممممم ناچار برگشتم تو حااااااال و دیدم نیستی....واااااای خداایاااااااا هر چی گشتم پیدات نکردم هرچقددددر هم صدات زدم ...جواب ندادی منم هول شدم و همش به آشپزخونه...
21 فروردين 1393

16 ماهگیت مباااااااارک

سلام عششششششششق شیرین مامان  ماهگیت مبارک عشششششششقم فدااااات بشم من که دیگه کم کم داری 1 سال و نیمه میشیییییییییییی عسلم باورم نمیشه که 1 سال و نیمه که به آرزوی زندگیم رسیدم واااای عسلکم این 1 سال و نیم مث برق و بااااد گذشت و با وجود شما و بزرگ شدنتون ما سرعت گذشت زمان رو بیشتر حس می کنیم حالا دیگه 2 تا بهار و دیدی و امیدوارم صدها بهار دیگه رو هم ببینی مهربون مامان امیدوارم هر ماه که بزرگتر میشی قلبت هم بزرگتر شه تا بتونی تو قلب بزرگت انسانهای بیشتری رو جا کنی و سعی کنی همه انسانها رو به یک اندازه و در کنار هم دوست داشته باشی عسل عسلی من همیشه یادت باشه هر انسانی در جای خودش نیا...
21 فروردين 1393

15ماهگیت مبارک عشقم

سلام عشقم قبل اینکه 16 ماهگیت رو تبریک بگم باید بگم تازه متوجه شدم برای 15 ماهگیت پست تبریک نذاشتم بنابراین با عرض معضرتهای فراواااااااااااااااااااااااااااااااان 15 ماهگیت رو  تو روز اتمام 16 ماهگیت تبریک میگم ماهگیت مبارک عشقم امیدوارم 15 های زیادی تو زندگیت بیان و برن و من اگه خدا صلاح دید و تو زندگیت بودم دیگه شرمندت نباشم ...
21 فروردين 1393

عیددیدنی اقوام مادری

سلام عشقم بالاخره شما خوابیدی و اومدم تا برات چند تا عکس از عید دیدنی به خونه اقوام رو بذارم اول از همه باید بگم ما رسممونه قبل تحویل سال به امواتمون سر میزنیم و  ازشون میخوایم برامون دعا کنن سال خوبی داشته باشیم به همین خاطر همگی به همراه مامانی و بابایی رفتیم آرامگاه جامخانه اینجا هم مزار عموی خوبمه که شما هم از ما یاد گرفتی و داری فاتحه میخونی آرامگاه جامخانه خیلی باصفاست و شما هم همش میدویدی و سنگ و گل جمع می کردی حالا بریم سر عید دیدنی این آقاییکه تو عکس می بینی عشششششششقم امیر منصور خانه که نوه عمومنصورمه اینجا هم خونه عمو جونمه این خانوم هم خاله سپیده هستن در حال لپ کشانی شماااااا این...
19 فروردين 1393

دینا خانوم شیطون خونه مامانی

  (عزیزم جنابعالی الان تو بغلمی و فقط میتونم عکس  بذارم) همیشه به این کابینت گیر میدی و خالیش می کنی اکثرا یا زیر این میزی یا بالاش اینجا هم سینی چایی رو انداختی  و رفتی توش این هم آینه قدی اتاق وسطیه که شما اسیییرشی اینجا هم آماده شدی که با بابات بری تو حیاط و بازی کنی و آفتاب بگیری به یه سنگه گیر داده بودی برش داشتی و از پله ها بالا بردیش وسط راه بیخیال سنگه شدی و دوباره برگشتی تو حیاط یه سنگ دیگهههههه مورچه بازی مامانی داشته پاهاشو ماساژ میداده ...شما هم هوس ماساژکردی جدید...
19 فروردين 1393

خواب های نوروزی

سلام عشقم تو تعطیلات نوروزی به خاطر مهمونی رفتن های زیادمون شما همه اش هلاااااااااااک بودی و نظم ساعات خوابت هم که خیییلی بهش مقید بودییییییییییییییییییی و اگه یک کم ازش می گذشت قاط میزدیییییییییییییییییییییییی به هم خورد و اکثا موقع برگشت از مهمونیهاااااااااااااا تو ماشین میخوابیدی ویا اینکه به محض رسیدن به خونه با کمترین تلااشی لالا میکردی ومن هم سعی کردم تو تعطیلات توی سرو صدا یعنی باتلویزیزون روشن خوابت کنم که  اکثرا موقع تماشای تلویزیون شیر میخوردی و لالاااااااااااااااا  این هم عکسهای دختر شیطون و هلاااااکم اولش عکست رو با عشقت میذارم که اکثر اوقات باید بهش بچسبی تا خواب هم بهت بچسبه این ه...
17 فروردين 1393

برادر تعادل

سلام عشق عاشق تعادل مامان نمیدونم چرااااااااااااااا همه اش دوست داری چیزها رو به صورت منظمی بچینی و... خودت ببین... اینجا مهر رو از پهلو ایستاده گذاشتی رو میز ... هر جا هم میرفتیم مهمونی میوه ها رو جداسازی می کردی مثلا پرتقالها رو یک طرف...کیویها رو طرف دیگه...سیبها رو یک سمت ... والبته خیارها رو دیگه نمیتونستی ازشون بگذری و بدون جدا سازی گازشون میزدی این هم اولین سفره ای که بدون کمک ما چیدی...فداااااااات شم دونه دونه بشقابها رو از تو آشپزخونه ازم گرفتی و با فاصله گذاشتی رو سفره...بعد هم قاشق چنگالها رو تقسیم کردی بینشون... فدای نظمت بشم که به خود خود خودم کشیدیییییییی این هم اثر هنری دخترم عکسها...
17 فروردين 1393