برادر تعادل
سلام عشق عاشق تعادل مامان![]()
نمیدونم چرااااااااااااااا همه اش دوست داری چیزها رو به صورت منظمی بچینی و...
خودت ببین...

اینجا مهر رو از پهلو ایستاده گذاشتی رو میز ....gif)

هر جا هم میرفتیم مهمونی میوه ها رو جداسازی می کردی
مثلا پرتقالها رو یک طرف...کیویها رو طرف دیگه...سیبها رو یک سمت ...![]()
والبته خیارها رو دیگه نمیتونستی ازشون بگذری و بدون جدا سازی گازشون میزدی![]()

این هم اولین سفره ای که بدون کمک ما چیدی...فداااااااات شم![]()
دونه دونه بشقابها رو از تو آشپزخونه ازم گرفتی
و با فاصله گذاشتی رو سفره...بعد هم قاشق چنگالها رو تقسیم کردی بینشون...
فدای نظمت بشم که به خود خود خودم کشیدیییییییی

این هم اثر هنری دخترم
عکسهای رو یخچاله که شما با نظم خاصی کنار هم چیدیشون

این هم یه سفره کوچولو که خودت با آوردن اجزاش از تو کشو و کابینتها ردیفش کردی

این هم لیوانهای جهیزیه مامان منه که به شما بعنوان رشوه داده شده تا غذا بخوری و شما...


اینجا هم ماه پیشه که من دارم نماز میخونم و شما پیاله های مورد علاقت رو آوردی و
رو سجادم سفره چیدی و به قول بابات اولین زاویه عمرت رو ساختی

این هم رو هم چیدن پیاله ها که کار همیشگیته

نمیدونم چرا انقدر عشق نظمی...
باید از مشاور بپرسم![]()


برادر تعادل
