دینادینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

شازده خانوم کوچولو...

پیاده روی مادر و دختری

1393/2/4 2:25
310 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر ددری مامان

این روزا دیگه اصصصصصصصصصصصصلا تو خونه بند نمیشی و از وقتی بیدار میشی

کنار پشتی (سد جلو راهرو) وایستادی و ددر ددر می کنی

من هم نمیدونم به کارهام برسم یا شما رو به ددرت برسونم

خلاصه یه روز که خودم هم بد جور هوای ددر و پیاده روی به سرم زده بود

شما رو حاضرت کردم و راه افتادیم

کلی گشتیم و گشتیم و بالاخره خسته شدیم و تاکسی گرفتیم

(اولین باریکه با هم سوار تاکسی شدیم البته تنهایی)

و رفتیم خونه باباعبدل

البته تو تاکسی هم ازت عکس گرفتم اما نمیدونم چرا گوشیم وصل کامپیوتر نمیشه

درستش کردم عکسشو میذارم

اینها هم عکسای دوربینه وقتی رسیدیم خونه بابایی

این هم دختر عااااشق پله نوردی

وقتی هم رسیدی مستقیم میری سراغ عکسهای خودت

سد رو کنار میزنی برشون میداری و به هممممه نشونشون میدی

فدای دختر خود شیفتم بشم منننننننننن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان بهار
5 اردیبهشت 93 11:59
ای من قربون دینای خودم برم که کثل بهارم عاشق پیاده رویه ....تا حالا نصف گوشتای تنم اب شده از بس باهاش پیاده روی رفتم
مامانــــــــــــ دینـــــــــا
پاسخ
آره خاله جونی عاشق پیاده رویه و بیشتر از اونم عاشق فضولییییییییییی...نمیذاره آدم راه بره کهههههههه ...همش به مغازه ها و در و دیوارها و ...گیر میده منم آخرش کلافه میشم و بیخیال پیاده روییییی