دینادینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

شازده خانوم کوچولو...

میهمان عزیییییییییییییز

1393/2/14 16:09
330 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشقم

روز پنجشنبه یه مهمون عزیزی داشتیم

مهمونی که برای هر سه تاییمون عزیز بوده و هست

خاله سکینه(دختر عموی من)که آرایشگره و من هر ماه میرم پیشش و شما رو هم میذارم خونشون

(آرایشگاهش پایین خونشه) و یه دختر خوب و گل و ناز و مااه داره به اسم مهرسا

این مهرسا خانوم ما به خوبی و خانومی و آرومی معرووووفه

و شما هم چون زیاد می بینیش خیلی دوسش داری

من و بابایی هم مامانش رو خیلی دوست داریم و همینطور هم باباش رو

خلاصه اونا شب جمعه مهمون خونمون بودن اما خاله جون و دخملیش زودتر اومدن

و خوش به حال شما شد:چون تو شب آرزوها به آرزوت یعنی بازی بیش از اندازه رسیدی

و انقدر با هم بازی کردین و بیش از پیش بهش وابسته شدی که وقتی بابایی میخواست

شما رو ببره بیرون(سر خاک بابابزرگ)شماییکه عاشق ددری گریه می کردی و نمیرفتی

و میخواستی پیش مهرسا جونی بمونی

خلاصه اون وز و شب برای هردومون خیلی روز و شب خوبی بود

و شما برعکس همیشه از خوشحالی انقدر غذا خوردی که نگو و من از ترس اینکه

یه وقت حالت به هم نخوره به زور جلو خوردنت رو می گرفتم

وااای کاش خاله سکینه اینا همسایه بغلیمون بودن تا شما هیشه انقدر غذا بخورییییی

ازتون کلی عکس انداختم که بزودی ردیفش می کنم و میذارمش تو این پست

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

شهناز
15 اردیبهشت 93 12:47
سلام عزیزم مرسی به وبم امدی فاصله سنی منو داداشم 9تا8 سال هس بای