خاله سوسکه
سلام عشقم
پریروز مهمون عزیزی داشتیم
مامی مهربون که خونه تنها بود از صبح اومد پیشمون و تا عصر هم باهامون موند
و برای دختر ناز و قشنگم یه هدیه خوشگل آورد
یه چادر سفید با گلهای سبز(نه که دخملم سید خانومه همه گیفتهای سبز براش میارن)
خلااااصه مامی همون روز چادر دخملی رو برید و عسلم سرش کرد و
از اون به بعد با چادر الله اکبر می کنه
آخه دخمل نااااازم عین مامان باباش نماز خونه دیییگههههه
(آخه هر بچه ای به پدر و مادر خودش می کشه دیگه
)
من و دخملم از مامی مهربون که انقدر همنامشو دوست داره
و هیچ وقت دست خالی پیشش نمیاد ممنونیم
دوست داریم 
مامی جون برای ما اومدنت پیشمون بهترین هدیست
حالا عکسای عشقم با چادر نمازش
اینجا مامی بعد بریدن چادرت داره سرت میکنش
که از بس تکون خوردی و کنجکاویت گل کرده بود نذاشتی یه عکس خوب ازت بندازیم


اینجا هم همراه مامانی(مادر من) داری نماز می خونی

نماز نگهدارت باشه ماااادر

یه نمااااااز دیگه دخمل اهل نماااازم
شروع نمااااااااز

رکوع نمااااز

قیام بعد رکوع
اِ اِ اِ مامانی چادرت افتاااااااااااد
فدات شم که از بس مثل جدت مشغول نمازی هوش حواست سر جاش نییییست

ادامه نمااااااز

وحالا دعای بعد از نمااز



خاله سوسکه
