اندر احوالات این روزهای گل خونه
سلام گل مامان این روزها برات روزهای خوبیه چون عمه مهربون از تهران اومده و دل کوچولوت که براش تنگ شده بود حالی گرفته خانومی نمیدونم چرا ولی به عمه مهربون خییلی علاقه نشون میدی......از کجا فهمیدم؟...از اونجاییکه با تنها کسیکه پشت تلفن حرف میزنی اونه...تاااااااااازه به حرفاش هم خیلی گوش میدی روز جمعه که برای دیدنشون رفته بودیم خونه مامی یه چیزایی در گوشت گفت که شما برخلاف همیییشه آروم آروم نشستی و اصلا نه از خودت صدا در آوردی نه حرکات آکروباتیک همیشگیت رو داشتی خیلی جالب بود من هم چون دختر خوبی شدی و چون عمه مهربون رو خیلی دوست داری تصمیم گرفتم هفته دیگه ببرمت خونشون ...خوشحالی مگه نه ...پس همینطور خانوم باش و اذیتم نک...








