دینادینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

شازده خانوم کوچولو...

تولد با خانواده مادریییییییییییییییییییییییییییی

  دخمل ناازم همونطورکه گفتم امسال جشن تولد مامانی با 8 ماهگی شما تداخل داشت و  چون اولین سالی هم بود که  روز تولدم نینیم اومده تو بغلم برام خیییییییلی ویژه شد و به همممممممه این دلایل 2 بارجشن گرفتم شب دوم جشنمون به همراه خانواده مامانی بود که باز هم مثل شب قبلش بهمون خییییییلی خوش گذشت و کادوهای خوبی گرفتیم حالام عکساشو میذارم تا برات یادگاری بمونه عشششششششقمممممم اینم عکس از خانواده کم جمعیت مامانی که تاازه با اومدن شما و زن دایی و البتتته قبل همه بابایی مثلا پر جمعیت شده این هم عکس دو تا عشقات که مَ   یعنی مامانی و بَ یعنی بابایی صداشون می کنی        &...
30 آذر 1392

جشن پایان 8 ماهگی دینا خانوم و 31 سالگی مامانی در یک شب

دخمل نازم قبل از هر چیز 8 ماهگیتو بهت تبریک میگم گل ناااااازم مامان فدای چشم زیبات مامان قربون قد رعناات عسل مامان الهیییییییی 80 ساله شیییییییییییی مااااادر اونوقت بجای من و بابایی بچه ها و نوه هات تولدت رو جشن بگیرن گل قشنگم دخمل نازم تولد شما علاوه بر همه خوبیها و قشنگیهاش یه قشنگی دیگه داشت و اون هم اینکه شما بیست و یکم بدنیا اومدی من بیست و چهارم اگرچه ماههامون با هم فرق می کنه اما بازم برای من قشنگ و جذابه خصوصا امسال که اولین سالی بود که ممممممممممااااادددددددررررررر شدم و تولدم با 8 ماهگی شماتداخل داشت(البته با 3 روز اختلاف) به همین خاطر و چون این اولین باریه که پانیذ موقع ماهگرد شماساری بود خانواده پدریت رو د...
30 آذر 1392